حضرت محمد دراینه قران واهل بیت

کلمه «اهل البیت » در موارد بسیار زیادی از سخنان رسول اکرم صلی الله علیه وآله برای گروه خاصی که به آن حضرت صلی الله علیه وآله منسوبند، به کار رفته است. برای اینان(اهل البیت) اوصاف و ویژگی هایی بیان گشته، منزلتی شایان قرار داده شده ودر قبال آنان، حقوق و مسؤولیت های فراوان و گوناگون و در عین حال مهم وخطیر بر عهده امت گذاشته شده است.

در قرآن نیز در موارد گوناگون و با تعابیر مختلف از همین گروه سخن به میان آمده است. یکی از آن تعابیر «اهل البیت » است. از آن جایی که گروهی به عمد یا سهو در تعیین منظور قرآن از کلمه «اهل البیت » به راست و چپ رفته اند، لازم دیدیم که دقیقا به بحث و بررسی درباره این مطلب بپردازیم.از خداوند متعال یاری می جوییم و بر او توکل می کنیم و بحث را به حول وقوه او پی می گیریم.

رسول اکرم صلی الله علیه وآله منظور از تعبیر «اهل البیت » را در یکی از مواردی که درقرآن آمده، به شکلی غیرقابل تشکیک و تاویل تبیین کرده است، اما با کمال تعجب باید گفت: این تصریحات هم نتوانسته است ریشه اختلاف را از بین ببرد; و دلیل آن، وجود افرادی است که اصرار دارند در این مورد یا موارددیگر به صورت آشکار و پنهان و بنا به دلایلی با رسول خداصلی الله علیه وآله مخالفت کنند! تفصیل مطلب را در مباحثی که در پی می آید بیان خواهیم کرد.

اهل بیت در قرآن

لفظ «اهل بیت » سه بار در قرآن کریم آمده است:

اول، در داستان موسی علیه السلام، آن گاه که نوزادی کوچک بود و خانواده فرعون او را پیدا کردند تا در آینده، دشمن و مایه اندوهشان باشد و پستان هیچ زنی را به دهان نگرفت و خانواده فرعون در کارش درمانده شدند. آن گاه خواهرموسی علیه السلام به آنان گفت:

هل ادلکم علی اهل بیت یکفلونه لکم وهم له ناصحون فرددناه الی امه کی تقر عینها ولا تحزن; (1).

آیا مایلید که من شما را به خانواده ای که دایه این طفل شوند و او را با مهربانی تربیت کنند راهنمایی کنم؟ بدین وسیله ما موسی را به مادرش برگرداندیم تادیده اش به جمال موسی روشن شود و حزن و اندوهش برطرف گردد.

در این آیه بیانی وجود ندارد که مشخص سازد: منظور خواهر موسی علیه السلام ازاین تعبیر چه بود؟ آیا منظورش تمام کسانی بودند که با آن خانواده قرابت وخویشاوندی داشتند یا بعضی از آنان؟ و آیا منظورش فقط قرابت نسبی است یا نسبی و سببی؟ یا علاوه بر قرابت نسبی و سببی کسانی را که از راه ولاء و یاتربیت هم به خانواده منتسب هستند در برمی گیرد؟

گذشته از این، لفظ اهل بیت به صیغه نکره آمده است نه به صیغه معرفه،یعنی اهل البیت.

دوم، در داستان ابراهیم علیه السلام، آن گاه که همسرش از بشارت فرشتگان که به او مژده دادند اسحاق و پس از او یعقوب را به دنیا خواهد آورد به شگفت آمد. ملائکه به او گفتند:

اتعجبین من امر الله رحمة الله وبرکاته علیکم اهل البیت انه حمیدمجید; (2).

فرشتگان به او (زن ابراهیم) گفتند: آیا از کار خدا عجب داری؟ (عجب مدارکه) رحمت و برکات خدا مخصوص شما اهل بیت است; زیرا خداوند بسیارستوده صفات و بزرگوار است.

در این آیه مبارکه همسر ابراهیم علیه السلام از اهل البیت شمرده شده است; زیرااو در این آیه مورد خطاب قرار گرفته است، اما این نمی تواند دلیل این مطلب باشد که همسر هم در تمام مواردی که لفظ اهل البیت اطلاق شده، حتی درمواردی هم که قرینه مناسب برای تعیین مقصود وجود ندارد، جزء اهل بیت است; زیرا توجیه خطاب در آیه فوق الذکر به همسر ابراهیم علیه السلام می تواندقرینه ای برای داخل شدن وی در زمره اهل یت باشد، اما نمی تواند دلالت کندبر این که کلمه اهل البیت، همسر را هم در برمی گیرد، به گونه ای که به مجردشنیدن این کلمه و بی هیچ قرینه ای، باید به ذهن شنونده تبادر کند. در مباحث آتی بحث بیش تری درباره این آیه خواهد آمد.

سوم، فرموده خداوند متعال:

یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض وقلن قولا معروفا وقرن فی بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیة الاولی واقمن الصلاة وآتین الزکاة واطعن الله ورسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا واذکرن مایتلی فی بیوتکن من آیات الله والحکمة ان الله کان لطیفا خبیرا. (3)

ملاحظه می شود که فرموده خداوند متعال: «انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهرکم تطهیرا» در میان آیاتی قرار گرفته که زنان پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله مخاطبند و بلکه جزء یکی از این آیات است. همین موجب شده که آن شبهه معروف در مراد آیه برای عده ای پیش آید و همان گونه که خواهیم دید گروهی آن را انگیزه ای برای برانگیختن شک هایی پیرامون مفاد حقیقی آیه مبارکه قرار می دهند.

گفته ها و اجتهادها

مراجعه به سخنان مفسران ودیگران به دست می دهد که درباره مراد ازاهل البیت در آیه مبارکه اقوال متعددی وجود دارد. این اقوال عبارتند از:

1. ادعای عکرمه (4) که در بازارها ندا می داد و مردم را برای مباهله فرامی خواند. ادعای وی این بود که منظور از «اهل البیت » در آیه تطهیر فقطوفقط زنان پیامبرصلی الله علیه وآله است و احدی غیر از آنان را در بر نمی گیرد.

این گفته بنا به روایت عکرمه به ابن عباس و سعید بن جبیرهم نسبت داده شده است. (5) چنان که این ادعا را به مقاتل هم نسبت داده اند. (6) به عطاء، کلبی،سعیدبن جبیر (7) و عروة بن زبیر هم که مدعی بود این آیه در خانه عایشه فرود آمد (8) نسبت داده شده است.

2. گروهی گفته اند: منظور اصحاب کساء است، یعنی پیامبرصلی الله علیه وآله، علی،فاطمه، حسن، حسین علیهم السلام و همسران پیامبرصلی الله علیه وآله.

بعضی همسران پیامبرصلی الله علیه وآله و اصحاب کساء را بدون پیامبرصلی الله علیه وآله آورده اند.این عقیده فخر رازی و خطیب بغدادی است که قسطلانی از بخاری روایت کرده است. (9).

3. گفته اند: منظور پیامبرصلی الله علیه وآله است و بس. (10).

4. گفته اند: منظور بنی هاشمند و زنان را در بر نمی گیرد. (11).

5. گفته اند: منظور کسانی است که در پایین ترین جد پیامبرصلی الله علیه وآله با او نسبت دارند و نیز گفته شده: هر آن کس که با پیامبرصلی الله علیه وآله پیوند رحمی دارد. و نیزگفته شده: هر آن که با او پیوند نسبی یا سببی دارد. (12).

6. ابو حیان گفته: از آن جا که اهل البیت شامل زنان پیامبرصلی الله علیه وآله و پدران آنان می شده، لفظ مذکر بر مؤنث غالب آمده است. (13).

7. گفته شده: منظور زنان است و تمامی بنی هاشم که صدقه بر آنان حرام شد. (14).

8. گفته شده: «اهل البیت » علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند. بعضی از اقوال و روایات تصریح دارد که پیامبرصلی الله علیه وآله هم جزء آنان است. (15) این گفته به انس بن مالک، واثلة بن اسقع (16) ، ابو سعید خدری، عایشه و ام سلمه (17) نسبت داده شده است. طحاوی، کنجی شافعی، ذهبی و قمی (18) بر آن اصرار داشته و نیزعقیده مجاهد، قتاده، کلبی (19) و بلکه عقیده جمهور (20) و بیش تر مفسران (21) همین است. حتی بعضی گفته اند: مفسران اجماع دارند و جمهور (22) روایت کرده اندکه این آیه درباره اهل کساء فرود آمد. گفته اند: منظور مدعی اجماع مفسران این است که مفسران بر این مطلب اجماع دارند که آیه مبارکه شامل آل البیت است و آنان اصحاب کساء می باشند، اما درباره این که آیا زنان پیامبرصلی الله علیه وآله راهم دربر می گیرد یا نه، اختلاف نظر است. یا منظور، اجماع کسانی است که نظرشان در مورد شان نزول و مانند آن قابل اعتناست و عکرمه و مقاتل ازاین افراد نیستند، زیرا این مساله به خبر دادن از پیامبرصلی الله علیه وآله یا کسانی از صحابه برمی گردد که گفته آنان معتبر است، در حالی که مقاتل و عکرمه متهم به دروغگویی اند. (23).

بعضی از روایات، امامان دوازده گانه علیهم السلام را هم اضافه کرده است. (24) بعضی مدعی اند که امامیه اجماع دارند که آیه تطهیر شامل تمام امامان علیهم السلام می شود. (25).

نتیجه گفته ها

اگر در این گفته ها به دقت بنگریم، خواهیم یافت که تمام آنها پیرامون سه عنصر دور می زند.

اول، دخول زنان در مراد از کلمه «اهل البیت » یا به طور مستقل یا بااصحاب کساء یا با سایر بنی هاشم یا با افرادی که دایره شمول گسترده تر یاتنگ تری دارد.

دوم، دخول خویشاوندان پیامبرصلی الله علیه وآله; یعنی، بنی هاشم، غیر از اصحاب کساء;یعنی، کسانی که صدقه بر آنان حرام است و با پیامبرصلی الله علیه وآله خویشاوندی نسبی دارند. بعضی زنان پیامبرصلی الله علیه وآله را می افزایند و بعضی هم در نفی آنان اصراردارند.

سوم، اختصاص اهل البیت به اصحاب کساء. گروهی با استناد به روایات چندی که در این باره تصریح دارد، سایر امامان دوازده گانه را هم بدان می افزایند.

تمامی دلایل در حقیقت به نفی یا اثبات این عناصر برمی گردد، اگرچه دربیان آنچه که در اثبات آن می کوشند با هم اختلاف جزئی دارند.

نهایت امر این که، آنچه بعضی بیان کرده اند که منظور آیه تطهیر شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است و به نظر می رسد که زاید بر عناصر سه گانه فوق الذکراست، کسی را نیافتیم که در اثبات آن استدلال کرده یا بدان ملتزم شده و آن رامبنای عقیده خویش قرار داده باشد. از این رو، نیازی به نفی یا اثبات آن دربحث خود نمی یابیم. در این جا تنها به بررسی و بیان مطالبی خواهیم پرداخت که ارتباط مستقیمی با عناصر سه گانه فوق دارد.

پی نوشتها:

1) قصص (28) آیات 12 - 13.

2) هود (11) آیه 73.

3) احزاب (33) آیات 32 - 33.

4) جامع البیان، ج 22، ص 7; الدرالمنثور، ج 5، ص 198; فتح القدیر، ج 4، ص 278 - 279; التبیان،ج 8، ص 206، 308; المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 310; مجمع البیان، ج 8، ص 56.

5) تفسیر القرآن العظیم، ج 3، ص 483، سیر اعلام النبلاء، ج 2، ص 208 و 221; تهذیب تاریخ دمشق،ج 4، ص 208; المواهب اللدنیه، ج 2، ص 122; اسباب النزول، ص 302; نور الابصار، ص 110،الصواعق المحرقه، ص 141; لباب التاویل، ج 3، ص 466.

6) تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 206; نور الابصار، ص 110; لباب التاویل، ج 3، ص 466; و اسعاف الراغبین، ص 108.

7) فتح القدیر، ج 4، ص 278; الجامع لاحکام القرآن، ج 14، ص 182.

8) الدر المنثور، ج 5، ص 198; فتح القدیر، ج 4، ص 279; ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16،ص 310.

9) ر.ک: به السنن الکبری، ج 2، ص 150; تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 208 - 209; فتح القدیر، ج 4،ص 280; الجامع لاحکام القرآن، ج 14، ص 183; سخن ابن روزبهان در دلائل الصدق، ج 2،ص 94.

10) الصواعق المحرقة، ص 141.

11) فتح القدیر، ج 4، ص 280; الجامع لاحکام القرآن، ج 4، ص 183; المیزان فی تفسیر القرآن، ج 16،ص 310; لباب التاویل، ج 3، ص 466.

12) المواهب اللدنیه، ج 2، ص 127.

13) تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 209.

14) ر.ک: اسعاف الراغبین، ص 108; الصواعق المحرقه، ص 14.

15) ر.ک: ینابیع الموده، ص 294; الصواعق المحرقه، ص 141; تفسیر قمی، ج 2، ص 194 - 193;الکشاف، ج 3، ص 538.

16) مجمع البیان، ج 8، ص 356.

17) تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 908; ر.ک: مجمع البیان، ج 8، ص 356.

18) ر.ک: مشکل الآثار، ج 1، ص 332 - 339; کفایة الطالب، ص 54; خلاصه عبقات الانوار، ج 2،ص 67 و 371; تفسیر قمی، ج 2، ص 193 - 194.

19) فتح القدیر، ج 4، ص 279; تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 208.

20) تهذیب تاریخ دمشق، ج 4، ص 208; فتح القدیر، ج 4، ص 279.

21) ینابیع الموده، ص 294.

22) نهج الحق و کشف الصدق، ص 173.

23) ر.ک: احقاق الحق، تعلیقات آیة الله مرعشی، ج 2، ص 502، (پاورقی) و 565; دلائل الصدق،ج 2، ص 95.

24) ر.ک: آیة التطهیر فی احادیث الفریقین، ج 1 و 2; کتاب سلیم بن قیس، ص 150.

25) ر.ک: پاورقیهای جوامع الجامع، ص 372.

/ 0 نظر / 9 بازدید